السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
12
تفسير الميزان ( فارسي )
اين است كه : منظور از كلمه « عند » مقام ربوبى است ، كه تمامى اوامر و فرامين بدان جا منتهى مىشود ، و هيچ يك از اسباب از آن مستقل و بى نياز نيست ، پس با در نظر گرفتن اين نكته ، معناى آيه چنين مىشود : ملائكه مددرسان ، در مساله مدد رساندن و يارى كردن هيچ اختيارى ندارند ، بلكه آنها اسباب ظاهريه اى هستند كه بشارت و آرامش قلبى را براى شما مىآفرينند ، نه اين كه راستى فتح و پيروزى شما مستند به يارى آنها باشد ، و يارى آنها شما را از يارى خدا بى نياز كند ، نه ، هيچ موجودى نيست كه كسى را از خدا بى نياز كند ، خدايى كه همه امور و اوامر به او منتهى مىشود ، خداى عزيزى كه هرگز و تا ابد مغلوب كسى واقع نمىشود ، خداى حكيمى كه هيچگاه دچار جهل نمىگردد . * ( « لِيَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ . . . » ) * تا آخر آيات مورد بحث ، حرف « لام » در اول آيه متعلق است به جمله * ( « وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّه » ) * ، و قطع طرف كنايه است از كم كردن عده و تضعيف نيروى كفار به كشتن و اسير گرفتن ، همانطور كه ديديم در جنگ بدر اتفاق افتاد ، مسلمانان هفتاد نفر را كشتند ، و هفتاد نفر ديگر را اسير كردند ، و كلمه « كبت » به معناى خوار كردن و به خشم در آوردن است . و جمله : * ( « لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ » ) * جمله اى است معترضه ، و فايده اش بيان اين معنا است كه : زمام مساله قطع و كبت بدست خداى تعالى است ، و رسول خدا ( ص ) در آن دخالتى ندارد ، تا وقتى بر دشمن ظفر يافتند و دشمن را دستگير نمودند او را مدح كنند و عمل و تدبير آن جناب را بستايند ، و بر عكس اگر مثل روز احد از دشمن شكست خوردند و گرفتار آثار شوم شكست شدند آن جناب را توبيخ و ملامت كنند ، كه مثلا امر مبارزه را درست تدبير نكردى ، هم چنان كه همين سخن را در جنگ احد زدند ، و خداى تعالى گفتارشان را حكايت كرده است . و جمله : * ( « أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ » ) * عطف است بر جمله « يقطع . . . » ، و وقتى جمله معترضه : * ( « لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ » ) * را كنار بگذاريم گفتار در دو آيه گفتارى است متصل ، و چون در آيه مورد بحث سخن از توبه شد ، در آيه بعدش امر توبه و مغفرت را بيان نموده و فرموده : * ( « وَلِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ . . . » ) * و معناى هر سه آيه اين است كه اين تدبير متقن از ناحيه خداى تعالى براى اين بود كه با قتل و اسير كردن كفار عده آنان را كم ، و نيرويشان را تحليل ببرد ، و يا براى اين بود كه ايشان را كبت كند ، يعنى خوار و خفيف نموده تلاشهايشان را بى ثمر سازد ، و يا براى اين كه موفق به توبه شان نموده و يا براى اين بود كه عذابشان كند ، اما قطع و كبت از ناحيه خداى تعالى است ، براى اين كه امور همه به دست او است نه به دست تو ، تا اگر خوب از